محمد نعيم
13
شرح مثنوى ( فارسى )
نيست ، پس در متكلّم و قائل يگانگى چگونه تواند بود ؟ ! اين قسم اتّحاد نانديشد « 1 » مگر احول و مجنون . اينهمه آغاز ما « 2 » آخر يكيست * هركه او دو بيند احْولمردكيست مقولهء مولوى است كه آغاز مثنوى ما و انجام او يكى است . هركه مثنوى را دو بيند ، احول مردكى است . در بيان آنكه اين اختلاف در صورت و روش است ، نه در حقيقت راه [ 500 ] او ز يكرنگىّ عيسى بو نداشت * و ز مزاج خُمّ عيسى خو نداشت 6 [ 501 ] جامهء صد رنگ ز ان خُمّ صفا * ساده و يكرنگ گشتى چون ضيا يعنى : آن وزير از يكرنگى سبيل وصول حق خبر نداشت كه تخم لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ « 3 » در سينهء خود نگاشت . اگر از يكرنگى طرق موسى و عيسى خبر داشتى ، تخم دويى در دل نكاشتى كه خم وحدت / A 5 / عيسى اگرچه از روى ظاهر متلوّن است ، امّا از روى حقيقت ساده و يكرنگ است كه از آن خم پرچهء اعتقاد او كه صد رنگ است ، ساده و يكرنگ برمىآيد . برجستن آتش چهل گز بالا و صف شدن و جهودان را در ميان گرفتن 7 [ 879 ] آبها در حوض گر زندانى است * باد نَشْفش « 4 » مىكند كاركانى است [ 880 ] مىرهاند ، مىبَرَد « 5 » تا معدنش * اندكاندك تا ببينى « 6 » بُردنش « نشف » « 7 » هلاكى .
--> ( 1 ) . ش : نينديشد . ( 2 ) . ش : + و . ( 3 ) . س : الرسله ؛ ش : الرسل . ( 4 ) . ش : نسفش . ( 5 ) . س ، ش : مرو را . ( 6 ) . ش : نهبينى . ( 7 ) . ش : نسف .